شاد با فرزندانمان....

دندانهاي شيري سارا

1390/10/6 12:35
نویسنده : ليلا
423 بازدید
اشتراک گذاری

از وقتي سارا به پيش دبستاني رفت، ما منتظر افتادن دندانهاي شيري اش بوديم اما خبري نشد. تا اينكه دو ماه پيش  دندانهاي دائمي اش جوانه زدند. خلاصه به توصيه دندانپزشك مجبور شديم 4 تا از دندانهاي شيري اش را به زور انبر دندانپزشكي بيرون بكشيم. ديروز كه از مطب برمي گشتيم سارا خيلي بيحال و گريان بود. دو تا دندان كشيده بود و حسابي ناز داشت تا به خانه رسيديم . همينطور كه داشتم كمكش مي كردم تا استراحت كند صبا پشت سر هم مي پرسيد "حالش خوب ميشه ؟ حالش خوب ميشه؟"با اينكه با حوصله جوابش را مي دادم . باز هم سؤال مي كرد . تا سار خوابيد و من از دور و برش كنار رفتم.

تا يادم نرفته بگم كه توي مطب كنار سارا كه روي صندلي نشسته بود ايستادم تا دستش را براي دلداري بگيرم كه يكدفعه صداي مته دندانپزشكي درآمد. تعجب كردم كه چه نيازي به اين دستگاه است كه دكتر گفت خانوم لطفا پاتونو برداريد . متوجه شدم پايم با يك پدال تماس پيدا كرده. وقتي پايم را جابجا كردم صدا قطع شد.  

اميدوارم  بقيه دندوناش خود به خود بيفتند.

پسندها (0)
شما اولین هوادار باشید!
نظرات (0) مشاهده جعبه ارسال نظر
انصراف