شاد با فرزندانمان....

تقديم به كودكان دلبندم: سارا , صبا و سهيل

از هر دری سخنی!

1395/3/4 8:23
نویسنده : ليلا
168 بازدید
اشتراک گذاری

فرهنگ لغات سهیل جون:

نمی تونم ! نُــتونم  ؛  گرفتم ! گیرم  ؛  اینترنت ! اینِتِ ؛ می خونی ! مُخونی ؛ اداره ! اَداره ؛ کمک! اینک

اومدم! ایمدم؛

جملات جالب: چیزی بکوئَم. خیلی بدی. می تونم گو ژیتو (گوشیتو) بگیرم؟ اَه، باز شب شد.

پسرم جدیدا خیلی از حیوانات و حشرات می ترسه. تا پشه یا مگس می بینه اینقدر سروصدا می کنه تا بکشیمش وگرنه آروم نمیگیره.

خیلی شیرین شده. یه روز رفت سلمونی و آرایشگر موهاشو ژل زد و سیخونکی داد بالا. وقتی اومد خونه اول نشناختمش. عین بچه سوسولا شده بود. خودش خیلی خوشش اومده بود. به هر کی می رسید موهاشو نشون می داد. خیلی از صبا تقلید می کنه. اگه صبا شروع به غرغر کنه او هم پشت سرش شروع می کنه و همون حرفها رو تکرار می کنه در حالیکه موضوع اصلا ربطی بهش نداره.

صبح از خواب بلند شده بود و صبحانه نمی خورد . گفتم چی می خوری برات بیارم . جواب داد : ماکارانی!

صبا عاشق کتاب خوندنه. گاهی داستانی می خونه و به من می گه : من که نفهمیدم چی شد . معمولا قبل از خوابیدن با هم دوباره اون داستان رو می خونیم و هر قسمتی که متوجه نشده براش توضیح می دم. بیشتر ضرب المثلها و اصطلاحات براش نامفهومند مثلا اصطلاحی شبیه به " از ...........گرفته تا ................!"

سارا دیروز چند ساعتی خونه دوستش بود. خیلی بهش خوش گذشت. یواش یواش داره به سن نوجوانی و وابستگی به همسن و سالاش نزدیک میشه. دیگه کم کم وقت گذروندن با دوستاش رو به رفت و آمدهای خانوادگی ترجیح میده. یه روز فرصت پیدا کردم بیشتر باهاش صحبت کنم. یواش یواش درد دلش باز شد و راجع به خیلی چیزا صحبت کرد. برنامه ی ورزش ، مدرسه، امتحان تیزهوشان و ... . گفتگوی خوبی داشتیم و من خیلی از نتایجی رو که می خواستم بگیرم از زبون خودش شنیدم.

پسندها (0)
شما اولین هوادار باشید!
نظرات (1) مشاهده جعبه ارسال نظر
Aƚҽϝҽԋ
17 خرداد 95 13:17
سلآمـ چ فرهنگ لغآتی داره سهیل خآن ممنون میشم به منم سر بزنین و نظر بزارید منتظرمـ